جمال الدين محمد الخوانساري
227
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
2447 الزم الصّمت يلزمك النّجاة والسّلامة والزم الّرضا يلزمك الغناء والكرامة . لازم باش خاموشى را وجدا مشو از آن تا لازم باشد ترا رستگارى وسلامتى وجدا نشوند از تو ، ولازم باش رضا وخشنودى را يعنى به آن چه قسمت ونصيب تو باشد تا اين كه لازم باشد ترا توانگرى وگرامى بودن ، زيرا كه كسى كه خشنود باشد بنصيب وقسمت خود ، طمع وطلب از كسى نكند پس مانند توانگران بىنياز است از مردم پس گويا توانگرست ، وظاهر است كه چنين شخصي عزيز وگرامى باشد . 2448 أخرج من مالك الحقوق وأشرك فيه الّصديق وليكن كلامك في تقدير وهمّتك في تفكير تأمن الملامة والنّدامة . بيرون كن از مال خود حقّها را ، وشريك گردان در مال خود دوست را ، وبايد كه بوده باشد سخن تو در اندازهء ، وهمّت تو در فكر كردن تا أيمن باشى از سرزنش وپشيمانى ، مراد از « حقّها » حقّهائى است كه حق تعالى بر اين كس واجب كرده اداى آنها را مثل زكاة وخمس وانفاق بر جمعى كه واجب النّفقهء اين كس باشند ، وهمچنين حقوق مردم كه در ذمّهء اين كس باشد ، « وبوده باشد سخن تو در اندازهء » يعنى بقدرى باشد كه زياد نباشد كه مردم گويند كه : پرگوست ، وكم نيز نباشد كه كوتاهى كند از بيان مراد ومردم گويند كه ، عاجز است ، ومراد به « فكر » فكر در مسائل دينيّه است يا فكر در آنچه باعث اصلاح أحوال اين كس وسبب رستگارى أو باشد در آخرت ، ودر بعضي نسخهها « وصمتك » بدل « وهمّتك » واقع شده وبنا بر اين ترجمه اين است كه : « وخاموشى تو در فكر كردن » واين انسب است بمقابله با كلام .